| نام : | Nikolay Kozak |
| تاریخ تولد : | 1966-12-26 |
| محل تولد : | Lvov, Lvovskaya oblast, Ukrainian SSR, USSR [now Lviv, Lvivska oblast, Ukraine] |
| قد : | |
| لقب : | |
| نام هنگام تولد : | Nikolay Mikhaylovich Kozak |
| نام : | Nikolay Kozak |
| تاریخ تولد : | 1966-12-26 |
| محل تولد : | Lvov, Lvovskaya oblast, Ukrainian SSR, USSR [now Lviv, Lvivska oblast, Ukraine] |
| قد : | |
| لقب : | |
| نام هنگام تولد : | Nikolay Mikhaylovich Kozak |

کیفیت : WEB-DL 1080p با زیرنویس فارسی
وقتی یک زیردریایی روسی در دریای گرینلند ناپدید میشود، فرمانده ویکتور ورونین یک ماموریت نجات را برای یافتن برادرش رهبری میکند. در همین حال، پس از تخریب یک ایستگاه قطبی، یک هیولای کراکن پدیدار میشود.
کارگردانی: Nikolay Lebedev
کشور: روسیه
ستارگان: Alexander Petrov, Diana Pozharskaya, Viktor Dobronravov

کیفیت : WEB-DL 1080p
فیلم داستان آماده سازی اولین بمباران برلین توسط نیروی هوایی شوروی در اوت 1941 را روایت می کند و ...

کیفیت : BluRay 1080p با زیرنویس فارسی
این فیلم داستان یک آتش نشان قهرمان به نام الکسی را روایت می کند که در عملیات خاموش کردن نیروگاه هسته ای چرنوبیل با از خود گذشتگی و فداکاری، جان خود را به خطر می اندازد و...

کیفیت : WEB-DL 1080p
قهرمان داستان، ولاد، مردی حدوداً چهل ساله است؛ او به عنوان نگهبان در یک آسایشگاه قدیمی که قرار است تخریب شود، زندگی و کار میکند. او آشکارا برای داشتن یک زندگی زاهدانه به این شغل نیاز دارد. یک شب زوجی متاهل به نامهای ورا و استاس در آسایشگاه ظاهر میشوند. آنها در حال فرار هستند و توسط دوستان و شرکای تجاری سابق استاس تعقیب میشوند. ولاد تصمیم میگیرد به آنها کمک کند، زیرا او نیز از گذشته خود پنهان شده است. هر شخصیت با مجازات اجتنابناپذیر برای انتخابهای اشتباه گذشتهاش تهدید میشود، اما آنها با کمک به یکدیگر، سعی در جبران این خطاها دارند.

کیفیت : BluRay 1080p
سیبری. اواخر پاییز. در تایگا و در روستایی متروکه، پیرمردی به نام ایوان و نوه هفتسالهاش لِشیا زندگی میکنند. گلهای از سگهای وحشی هر موجود زندهای را در آن حوالی میدرند. یکی از این سگها بهترین دوست لشیا است. گاهی اوقات دایی یوری برای آنها غذا میآورد. یک بار دایی یوری در راه بازگشت از روستای ایوان مورد حمله سگها قرار میگیرد و کشته میشود. ایوان و لشیا بدون آذوقه میمانند. روزی لشیا میبیند که ایوان به سگ او شلیک میکند و فرار میکند. پیرمرد او را در یک چاه خشک پیدا میکند، اما خودش نمیتواند او را بیرون بکشد. ایوان برای کمک گرفتن راهی تایگا میشود. اکنون سگها در کمین او هستند و پسرک منتظر پدرش است.